افترائات تشيع بر صحابه
تشيع براي جواز خرافات و بدعات خويش به صحابه گرامي و گرانقدر آن حضرت اتهامات و افترائات زيادي را بسته اند كه در اينجا به بخشي از افترائات تشيع بر صحابه خصوصاً بر ابن عباس و ابن عمر پرداخته مي شود.
خويي در كتاب البيان في تفسير القرآن صفحه 315 درباره ي ابن عباس چنين مي نويسد: ابن عباس تا آخرين لحظه ي حيات خويش بر حلت نكاح موقت پافشاري و اصرار ورزيدند ولي كسي حرف او را نپذيرفت.
اين سخن يكي از افترائاتي است كه بر ابن عباس بسته شده است و اگر از نظر علمي و فني نظريه ابن عباس را كار شناسي كنيم در مي يابيم كه ايشان ابتداء به نكاح متعه معتقد بودند ولي بعداً رجوع كرده اند كه بعداً مفصلاً آن را مطرح خواهيم ساخت. يكي ديگر از افترائاتي كه بر ابن عباس بسته اند اين است كه مي گويند: ايشان آيه ﴿فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ﴾ را اين گونه ﴿فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ إِلَى أَجَلٍ مُسَمّىً﴾ تلاوت نمودند و از آن بر حلت نكاح موقت استدلال مي نمودند!
اگر به نظريات مفسرين بزرگوار و جليل القدر نظري افكنيم در مي يابيم كه اين يكي از ديگر حربه ها و افترائات تشيع بر صحابه گرامي و گرانقدر آن حضرت است. علامه ابن جرير طبري مي نويسد: در هيچ روايتي و در هيچ صحيفه اي از صحف مسلمين آيه اينگونه تلاوت نشده است.
علامه شوكاني مي نويسد: يكي از شرايط ثبوت آيات الهي تواتر است و اين روايت بالفرض اگر از ابن عباس روايت شده باشد هرگز به تواتر نرسيده است بنابراين جزو آيات الهي نيست و از آن نمي توان استدلال نمود.
علامه ابن تيميه مي نويسد: اين روايت به حد تواتر نرسيده است و ما منكر حلت متعه در اوايل اسلام نيستيم شايد اين روايت در حد اخبار آحاد پذيرفته شود ولي چون به حد توانر نرسيده است بنابر روايات متواتر و آيات الهي منسوخ گرديده است و از آن نمي توانيم حلت نكاح متعه را براي هميشه و تا روز قيامت ثابت نماييم و در آن آيه بيان نشده است كه ﴿أُحِلَّ لَكُمْ أن تستمتعوا بهن إِلَى أَجَلٍ مُسَمّىً﴾ بلكه مطلق استمتاع و بهره گيري را بيان مي دارد و آن و طي با شبهه و حلال را نيز در بر مي گيرد.
علامه ابوالفتح مقدسي مي گويد: اين نوع قرائت هرگز جزو آيات الهي نيست و آن گونه از جانب خداوند متعال نازل نگرديده است و در صحيفه اجماعي صحابه يافته نمي شود لذا فاقد اعتبار است.
ابن عباس يكي از افرادي است كه ابتدا نكاح متعه را جايز و سپس آن را حرام اعلام داشتند و اين روايت مشهوري است كه از او باقي مانده است و ايشان فقط در جهاد و در آن زماني كه زنان تعدادشان اندك بودند معتقد به حلت نكاح موقت بودند ولي بعداً از آن رجوع نمودند.
از حضرت ابوجمزه روايت است كه ايشان مي فرمايند من از ابن عباس شنيدم كه در پاسخ سوال حلت نكاح موقت ايشان فرمودند: ازدواج موقت در زماني كه زنان اندك بودند و در جهاد مسلمانان شركت داشتند و نياز شديد و مبرمي به آن داشتند جايز بود.
اين سخن كه آن را به ابن عباس جناب آقاي خويي نسبت داده اند بسيار سخن نابجا و نادرستي است و علاوه بر آن عباس در نزد شيعه جزو افرادي است كه آيه كريمه الهي درباره ي آنان مي فرمايد: ﴿وَمَنْ كَانَ فِي هَذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمَى وَأَضَلُّ سَبِيلاً﴾ و او را جزو سارقين بيت المال مي دانند در روايتي كه از زهري نقل مي كنند ايشان مي فرمايند از حارث شنيدم كه ايشان فرمودند: حضرت علي عبدالله بن عباس را در شهر بصره به عنوان استاندار و، والي گذاشتند ولي ايشان دو ميليون ريال از مال بيت المال را برداشتند و به مكه رفتند هنگامي كه اين سخن به حضرت علي رسيد ايشان بر منبر رفتند و در حالي كه گريه مي كردند فرمودند: اين پسر عموي رسول الله است كه با آن مكانت علمي و مملكتي خود با او چنين كردند پس با ديگران كه از او در درجه و مقام پايين تري هستند چه كار مي كنند.
از معلي بن هلال روايت است كه ايشان مي فرمايند هنگامي كه عبدالله بن عباس متولي بيت المال بصره بودند و آن را به تاراج بردند حضرت علي به او نامه اي نوشت كه در آن چنين نوشته بود: من شما را در امانت خويش شريك و سهيم كردم و هيچ كس از شما بر من امين تر و نزديكتر نبود ولي هنگامي كه خيانت و رسوايي شما را در آن يافتم چنين فهميدم كه شما براي خداوند جهاد ننموده ايد بلكه براي جمع آوري مال و ثروت و زر اندوزي به جهاد رفته بوديد و شما از مكاران امت محمد هستيد خطبه اي طولاني را نوشته اند كه در اينجا تا اين مبحث بسنده شده است.
عبدالله بن عباس در جواب مي نويسد: نامه ي شما به دستم رسيد ولي قسم به خدا كه حق من از مال بيت المال از آن بيشتر بوده است و من حق خود را برداشته ام. سپس نامه هاي ديگر در بين حضرت علي و ابن عباس رد و بدل شده است كه از ذكر آن به خاطر اطاله نشدن كلام صرف نظر مي كنيم- برخي از علماي شيعه كوشيده اند تا اين روايت را ضعيف جلوه دهند ولي محسن الأمين در كتاب اعيان الشيعه آن را صحيح قرار داده است و مي فرمايد: انكار اخذ بيت المال توسط ابن عباس و انكار نامه هاي اين دو به يكديگر امري بسيار مشكل و سنگين است و در آن نيازي به روايت كشي نيست.
تشيع تنها به اتهام سرقت به ابن عباس اكتفا ننموده اند بلكه معتقدند كه حضرت علي صبحگاهان و شامگاهان فرزندان ابن عباس را لعنت و نفرين مي نمودند از فضيل بن يسار روايت است كه ايشان از ابو جعفر روايت مي كند: حضرت علي بن ابي طالب فرمودند: خدايا چشمان دو فرزند فلاني – عبدالله ابن عباس- را كور و آنان را نفرين نما و كوري چشمان آنان را دليلي بر كوري قلوبشان نما.
از حضرت حسن بن عباس روايت است كه ابو عبدالله روايت مي كنند كه ما نشسته بوديم كه فردي از ما به حالت تمسخر و مسخره خنديد و از ما پرسيد آيا مي دانيد چه چيزي مرا به خنده آورده است ما گفتيم خير ما نمي دانيم ايشان گفتند ابن عباس گمان برده بود كه از زمره ي افرادي است كه مصداق آيه ﴿إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا﴾ قرار گرفته است ولي من به او گفتم آيا با ملائكه خداوند ملاقات نموده ايد و آيا آنان به شما خبر داده اند كه شما مصداق اين آيه قرار مي گيريد و در آخرت هيچ حزن و خوفي نداريد ايشان گفتند مومنين با يكديگر برادرند سپس همه ي ما بر او خنديديم.
آنچه تاكنون خوانديد برخي از رواياتي بود كه توسط آنها به ابن عباس اتهام مي زدند او را مجروح قرار مي دادند ولي از طرفي ديگر نظر و قول او را براي اباحت و حلت متعه معتبر و مستدل مي دانند؟!
روش استدلال تشيع از آيه ﴿فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً﴾
علماء و انديشمندان تشيع از آيه فوق به حلت نكاح موقت فتوي داده اند و آن را قوي ترين و مستدل ترين آيه بر حلت نكاح موقت مي دانند ولي اين استدلال بنا به دلايل زير باطل است:
اولاً: اين آيه جزيي از آياتي است كه درباره ي نكاح و ازدواج دائم نازل گرديده اند لذا آن نيز بيانگر نكاح دائم است نه نكاح موقت آنجايي كه خداوند متعال مي فرمايد: ﴿حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالاتُكُمْ وَبَنَاتُ الْأَخِ وَبَنَاتُ الْأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ مِنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ﴾ إلى قوله تعالى: ﴿إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيماً حَكِيماً﴾.
ثانياً: زني كه با آن عقد ازدواج موقت بسته مي شود در نزد تشيع زوجه و ملك يمين به حساب نمي رود و جزو ازواجي كه از آنان ارث برده شود نيز به شمار نمي رود و نسب نيز از آن ثابت نمي شود چنانچه در كتابهاي همچون الفروع الكافي 2/43 التهذيب 2/188 الاتبصار 3/147 وسائل الشيعه 14/446 از محمد بن مسلم روايت نقل مي كنند كه ايشان از امام جعفر صادق شنيدند كه ايشان درباره ي زنان نكاح متعه چنين مي گفتند: آن زن جزو زنان اربعه اي كه در قرآن مجيد ذكر شده است به شمار نمي رود و آن زن نيازي به طلاق ندارد بدون طلاق پس از اتمام عقد قرارداد و ايام ازدواج خود به خود جدا مي شود و آن زن به وسيله اين نكاح ميراث نيز نمي برد و در روايتي ديگر از ابوبصير نقل شده است كه ايشان مي فرمايند از امام جعفر صادق درباره ي زناني كه توسط نكاح موقت ازدواج شده اند پرسيده شد آيا آن زنان جزو زنان چهارگانه اي كه ذكر آن در قرآن آمده است مي باشند؟ ايشان فرمودند خير.
و در روايت زراره بن اعين از امام جعفر صادق چنين آمده است در نزد امام جعفر صادق درباره ي زناني كه توسط ازدواج موقت به عقد نكاح آمده پرسيده شد آيا آنان جزو زنان چهار گانه اند ايشان فرمودند: اگر مي خواهي مي توانيد هزار زن را به عقد نكاح موقت در بياوريد زيرا كه آنان به اجاره گرفته شده اند.
اگر واقعا آنان جزو زوجات و همسران به شمار مي رفتند هرگز ازدواج با بيش از چهار تن از آنان بنا به آيه ﴿فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلاثَ وَرُبَاعَ﴾
جايز نبود بنابراين آنان زوجه نيستند و حكم آن را نيز نمي گيرند و جزو زنان زنا كار به شمار مي روند.
ثالثاً: زنان ازدواج شده توسط نكاح موقت نيازي به طلاق و جداي ندارند ولي زنان دائم بدون طلاق و گذراندن عده هرگز جدايي و فرقت بين زوجين صورت نمي گيرد. از زراه روايت است كه ايشان از امام جعفر صادق روايت مي كنند كه ايشان فرمودند: هنگامي كه وقت نكاح موقت به پايان برسد زن بدون طلاق جدا مي شود و اگر شخصي خواست در ايام و مهر او بيافزايد.
رابعاً: ارث يكي از حقوق مسلم زوج و زوجه است كه بنا به آيات الهي زوج و زوجه از يكديگر ارث مي برند ولي زناني كه توسط نكاح موقت به عقد در آمده اند هرگز از شوهر و شوهر از آنان ارث نمي برند و در روايتي كه از ابن ابي عمير نقل شده است امام جعفر صادق چنين مي فرمايند: زنان نكاح موقت ارث نمي برند.
در روايتي ديگر از سعيد بن يسار نقل شده است مي فرمايد درباره ي زني كه به نكاح موقت عقد مي شود و شرط ميراث نيز گذاشته شده است پرسيدم ايشان فرمودند زنان نكاح موقت از شوهران ارث نمي برند برابر است كه آن ارث مشروط باشد يا غير مشروط.
و در روايتي ديگر از زراره نقل شده است چنين وارد شده است كه امام جعفر صادق فرمودند: در نكاح متعه بين زن و شوهر ميراث جاري نمي شود.
نظريه شيخ الاسلام ابن تيميه پيرامون آيه استمتاع
اگر به آيات الهي كه درباره ي مهريه زنان در آن آيات بحث شده است مي بينيم كه خداوند متعال درباره ي زناني كه مدخول بها (زفاف انجام شده) هستند كليه مهريه را و درباره ي زنان غير مدخول بها نصف مهر را لازم گردانده اند و آيه استمتاع نيز دنباله آيه اي است كه بيانگر اداي مهريه زنان مدخول بها است چنانچه مي فرمايد: ﴿وَأُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً﴾.
و در جاي ديگر مي فرمايد: ﴿وَكَيْفَ تَأْخُذُونَهُ وَقَدْ أَفْضَى بَعْضُكُمْ إِلَى بَعْضٍ وَأَخَذْنَ مِنْكُمْ مِيثَاقاً غَلِيظاً﴾.
زنان نكاح موقت هيچ زماني در زمره ي زنان عقد دائم و ملك يمين قرار نمي گيرند و بنا به آيه ﴿فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ﴾. از حكم نكاح خارج مي گردند زيرا كه خداوند متعال مي فرمايد: ﴿وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ﴾.
لذا چون زناني كه توسط نكاح موقت به عقد در مي آيند از لوازم نكاح محرومند و حق طلاق ارث، نسب و غيره را ندارند بنابراين جزو زنا كاران امت اسلامي مي باشند كه مي خواهند زناي خود را جنبه ي شرعي بدهند و با خيالي آسوده و راحت بدون هيچ گونه مزاحمتي از جانب ارگانهاي دولتي و ماموران امر به معروف و نهي از منكر به عمل فحشا و زنا مشغول و آن را جنبه ي رسمي بخشند.
خلاصه اينكه زناني كه توسط نكاح موقت ازدواج شده اند هرگز جزو زنان نيستند و عقد آنان عقد باطل و ناجايزي است و هر كسي كه با آنان عقد ببندد مرتكب عمل زنا شده است و حاميان آن همان حاميان زنا و فحشاء هستند كه حرمت آن بنا به دلايل زير ثابت است:
1- خداوند متعال در قرآن و پيامبر اكرم در احاديث حرمت نكاح موقت را بيان داشته اند.
2- صحابه و تابعين در دوران فرمانروايي خويش آن را ممنوع و ناجايز قرار داده اند.
3- چون زنا عده، طلاق وارث ندارند و نسبت فرزندان آنان نيز ثابت نمي شود لذا فرزندان آنان بي سرپرست و بدون پدر و مادر مي باشند كه تربيت آنان در جامعه به عهده ي چه كساني خواهند بود؟ و اگر آن شخص در يك روز با عده كثيري از زنان عقد نكاح موقت بندد و از همه داراي اولاد و فرزند بشود او فرزندانش را چگونه مي شناسد و با آنان رابطه برقرار مي كند.
4- و اگر در روز يك زني با عده كثيري از مردان ارتباط برقرار نمايد و توسط عقد موقت در اختيار آنان قرار گيرد آن فرزندي كه از وي به دنيا مي آيد از آن كداميك از مردان خواهد بود و آيا جايز است كه آن زن در يك روز در اختيار افراد زيادي قرار گيرد و مني همه ي آنان را در رحم خويش جمع نمايد و آيا مخلوط كردن آب مني مردان مختلف و گوناگون در يك رحم جايز است؟
5- خداوند متعال براي كساني كه توانايي عقد نكاح دائم را ندارند دو راه معرفي مي نمايد و آنان را به استعفاف و صبر دعوت و راهنمايي مي نمايد اگر نكاح موقت و يك ساعتي براي دفع شهوات جايز بود حتما آن را معرفي مي نمود كه هزينه چنداني نيز براي مستمندان نداشت خداوند متعال مي فرمايد: ﴿وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لا يَجِدُونَ نِكَاحاً حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ﴾.
ترجمه: و بايد پاكدامني را اختيار كنند كساني كه توانايي نكاح ندارند تا خداوند آنان را از فضل خويش غني سازد. و در جاي ديگر مي فرمايد: ﴿وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلاً أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِنْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ﴾ إلى قوله: ﴿ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَأَنْ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَكُمْ﴾.
ترجمه: و هر كه نتواند از شما جهت توانگري نكاح كند زنان آزاد مسلمانان را پس بايد كه نكاح كند از كنيزان خود . . . و اين براي كسي است كه از گناه بترسد و آنكه صبر كنيد بهتر است براي شما.
6- خداوند متعال هدف اصلي عقد و ازدواج را تولد و زاد و ولد فرزندان معرفي نموده است.
ولي در نكاح موقت هدف اصلي از ازدواج زنان اطفاء دفع شهوت است. بنا به آيه ﴿مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ﴾ (عفت طلب كنندگان نه شهوت رانندگان) مردود مي باشد و در نكاح زنان و مردان هر دو بايد احصان پاكدامني را اختيار نمايند نه اينكه زن هر لحظه با يك مرد هم بستر شود و آن را داراي ثواب و اجر بي پايان بداند.
7- آيه ي ﴿فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ﴾ با آيات قبلي و سياق و سباق آيه مرتبط است و چون در آيات گذشته بحث نكاح زنان عقد دائم است اين آيه نيز به آن مرتبط مي گردد و در صورتي كه آن را از بحث عقد دائم خارج و به بحث عقد موقت ببريم ارتباط بين آيات منقطع مي گردد كه آن مخالف ادبيات عرب است زيرا كه فاء در اينجا براي اتصال و ارتباط است نه اينكه براي انفصال باشد.
متعه بر چه كساني حلال است؟
تشيع روايات كاذبانه زيادي وارد نموده اند كه متعه فقط بر كساني جايز است كه از ضوابط و شرايط آن آگاهي كاملي داشته باشند از امام رضا روايتي نقل مي نمايند كه ايشان فرمودند: متعه فقط بر كساني جايز است كه حق آن را بدانند و كساني كه از حقوق متعه بي اطلاع و بي خبرند عقد متعه بر آنان حرام است؟
صيغه و شروط آن در نزد تشيع
آنچه تشيع به ذكر آن در عقد موقت معتقدند عبارتند از:
1- اجرت
2- مدت
3- عدم ميراث
4- وجوب عده
از زراره روايت است كه امام جعفر صادق فرمودند: متعه با ذكر دو امر جايز مي گردد:
1- وقت معين
2- اجر معين.
و ابو بصير روايت كه مي فرمايد: بر زن لازم است كه در نكاح متعه بگويد كه با شما به مدت چند روز و در مقابل چند درهم عقد موقت مي نمايم.
از اسماعيل بن فضل روايت است كه ايشان مي فرمايند از امام جعفر صادق درباره ي نكاح موقت پرسيدم ايشان فرمودند: مهريه و وقت نكاح بايد مشخص باشد.
از ابان بن تغلب روايت است كه ايشان مي فرمايند من به امام جعفر صادق گفتم به زني كه قصد نكاح موقت با او را دارم به او چه بگويم بهتر است امام فرمودند به او بگو: شما را بنا به كتاب الله و سنت پيامبر عقد موقت مي نمايم بر اين شرط كه در بين ما ارث و ورثه نباشد و روز ما مشخص باشد و هر چه شما خواستيد من به آن راضي هستم و اجر و مزد شما مبلغش نيز مشخص است.
اگر زن به شما جواب مثبت داد و بله گفت او زن شما است و شما بر آن اولي و مقدم هستيد.
از ثعلبه روايت است كه امام جعفر صادق فرمودند به او بگو: شما را بر كتاب الله و سنت ازدواج عقد موقت مي نمايم بر اين شرط كه ارث نبريم و مدت و اجر شما مشخص وعده بر شما لازم گردد.
و اگر شخصي از بيان تعيين مدت صرف نظر نمايد عقد دائم در بين آن دو منعقد گرديده است از عبدالله بن بكير روايت است كه ايشان مي فرمايند امام جعفر فرمودند اگر مدت در عقد معين گردد عقد موقت و اگر تعيين نگردد عقد دائم منعقد گرديده است.
از ابان بن تغلب روايت است كه ايشان به امام جعفر صادق فرمودند من شرم دارم و شرمنده مي شوم كه ايام را متعين نمايم ايشان فرمودند: آن بر شما ضرر دارد به او گفتيم چگونه ايشان فرمودند: اگر شما آن را بيان ننمايي در آن صورت عقد دائم منعقد مي گردد كه بر شما نفقه او لازم وعده و طلاق و ارث نيز ثابت مي گردد.
از هشام بن سالم روايت است كه ايشان مي فرمايند به امام جعفر صادق گفتم آيا زن به صورت مبهم و غير تعيين به عقد نكاح موقت در مي آيد يا خير؟ ايشان فرمودند آن بر شما بسيار سخت است زيرا كه در آن صورت عقد دائم منعقد مي گردد و زن توسط آن ارث مي برد به او گفتم پس من چه كاري را انجام بدهم ايشان فرمودند: روزهايش را مشخص بنما و آن مقدار چيزي را كه به آن مي دهي را نيز مشخص نما در اين صورت نفقه وعده بر آن لازم نمي گردد.
متعه جزو اركان ايمان تشيع است
تشيع هنگامي كه امري را خوب بپندارند و آن موافق هواها و خواهشات نفساني آنان باشد براي حلت و جواز آن روايات جعلي زيادي را به پيامبر و اهل بيت نسبت مي دهند از امام جعفر صادق روايت شده است كه ايشان فرمودند: كسي كه به رجعت و متعه اعتقاد نداشته باشد آن از گروه ما نيست [1].
در يكي از مباحثم كه با يك عالم شيعي پيرامون نكاح موقت بحث مي كرديم گفتم اگر روايات و احاديث شما را بپذيرم پس بر ما لازم است كه از ائمه پيروي نماييم آن شخص گفت يا علي بسم الله من به او گفتم پس دختر و يا خواهرت را در اختيار بنده بگذاريد تا با آنان خطبه عقد موقت را بخوانم و براي چند روزي ازدواج و سپس آنان را رها نمايم و در مقابل هر روز به آنان ده دينار تحويل دهم ايشان بسيار خشمگين و قرمز شدند و مرا به خباثت نسبت داده به او گفتم ائمه آن را حلال گردانده اند و شما آن را بر خويشاوندان خود جايز نمي دانيد و آن را ناپسند مي شماريد.
[1] من لايحضره الفقيه 2/148.
تشويقات تشيع به نكاح موقت
تشيع براي آن كه پيروانش را به سوي نكاح موقت سوق دهد احاديث و اكاذيب جعلي زيادي را براي تشويق و ترغيب آنان ساخته و در كتابهاي دروغين شان ثبت و درج گردانده اند كه در اينجا به برخي از آن روايات اشاره مي شود:
1- از محمد بن مسلم روايت كه ايشان مي فرمايند امام جعفر فرمودند: خداوند متعال براي تسهيل و رافت بر شما متعه را به عوض مسكرات و شراب حلال گرداندند.
2- از بكر بن محمد روايت است كه مي فرمايد از امام جعفر صادق درباره حكم نكاح موقت پرسيدم ايشان فرمودند: من بسيار مكروه و ناپسند مي دانم كه فردي از مسلمانان از دنيا در حالي رحلت نمايد كه بر گردن او اداي يك سنت- متعه هنوز باقي مانده باشد.
3- از امام جعفر صادق روايت است كه ايشان فرمودند: در شب ليله الاسراء آن حضرت در زماني كه جبرييل با او ملاقات كردند فرمودند: اي محمد خداوند متعال مي فرمايد: من كساني را كه متعه مي كنند بخشيدم و از آنان محاسبه نمي گيرم.
4- در روايتي ديگر نقل شده است كه خداوند متعال به اندازه ي آبهايي كه متعه كننده هنگام غسل بر خود مي ريزد گناهان او را معاب مي نمايد و در روايتي كه توسط صالح بن عقبه از امام جعفر نقل شده است چنين وارد شده است كه ايشان مي فرمايند: از ايشان پرسيدم آيا فرد متعه كننده اجر و پاداش ثواب دارد يا خير؟ ايشان فرمودند: اگر ايشان فقط به خاطر رضاي خداوند متعال متعه نمايد و آن را سبب جلوگيري زنا بداند خداوند بوسيله كليه حركات او برايش ثواب و پاداش مي نويسد و در مقابل هر كلمه براي او حسنه و در مقابل هر بار دست گرفتن براي او حسنه و نيكي مي نويسد حتما كه در هنگام نزديكي و قرابت گناهان او را معاف مي نمايد و در هنگام غسل به اندازه آبهايي كه بر موهايش ريخته است گناهانش را معاف مي نمايد، در اين لحظه از او پرسيدم آيا به اندازه شمارش موهايش است؟ ايشان فرمودند: آري به اندازه شمارش و تعداد موهايش است.
عده اي از زنان فاحشه فريفته ي اين روايات شده و فساد و زنا كاري خود را جنبه ي شرعي داده و به آن روي آورده اند ولي زنان پاكدامن و با حياء از آن پرهيز و دوري مي نمايند و عده اي ديگر از زنان كه خود را شيعي واقعي و مخلص مي دانند به خاطر مخالفت با قول حضرت عمر خود را در اختيار ديگران قرار مي دهند و به دام نكاح موقت و متعه مي افتند از بشر بن حمزه روايت است كه ايشان داستان يك فرد قريشي را اين چنين بيان مي دارند: دختر عمويم به سوي من قاصد فرستاد و گفت: شما از خواستگاران زياد و كثير من مطلع هستيد ولي من با آنان ازدواج نمي نمايم و از اينكه شما را انتخاب نموده ام نيز راضي نيستم ولي از آن جايي كه شنيده ام نكاح متعه در قرآن و احاديث حلال و توسط عمر حرام گرديده است بر خلاف نظريه عمر و به خاطر عناد و عداوت او پيغام نكاح موقت را مي دهم من در پاسخ او گفتم اگر به من مهلت بدهيد تا از امام جعفر صادق مسئله را جويا شوم بسيار خوب مي شود داستان را براي امام جعفر بيان داشتم ايشان فرمودند اشكالي ندارد با او ازدواج موقت را انجام بده. خداوند بر هر دو شما رحم بفرمايد.
5- از هشام روايت است كه ايشان مي فرمايند امام جعفر صادق فرمودند من دوست دارم كه محبان ما در طول حيات و عمرشان حتما يك بار متعه نمايند و نماز جمعه را با جماعت برگزار نمايند.
6- از هشام بن سالم روايت است كه ايشان مي فرمايند امام جعفر صادق فرمودند: براي مردان نكاح موقت مستحب است و بسيار كريه و ناپسند مي دانم كه فردي از دنيا برود و ازدواج موقت ننموده باشد.
7- از محمد بن مسلم روايت كه ايشان مي فرمايند امام جعفر صادق از من پرسيدند؟ ازدواج موقت نموده اي يا خير؟ به او گفتم خير ايشان فرمودند از دنيا نرو مگر اينكه اين سنت را زنده نمايي.
چنان مبالغه و زياده روي كرده اند كه از امام جعفر صادق درباره ي نكاح موقت چنين روايت مي نمايند كه ايشان فرمودند: هر شخصي كه متعه نمايد و سپس غسل نمايد خداوند متعال از هر قطره آب غسل او كه از بدنش مي چكد هفتاد فرشته مي آفريند تا براي او استغفار و طلب مغفرت و آموزش نمايد و دشمنان او را تا روز قيامت لعنت و نفرين نمايند.
8- از ابوبصير روايت است كه ايشان مي فرمايند نزد امام جعفر صادق رفتم و ايشان به من گفت: اي ابو محمد از زماني كه از خانه ات بيرون آمده اي آيا متعه نموده اي گفتم خير ايشان فرموند چرا؟ گفتم بنده همان مقدار پولي را كه مهريه زن باشد را ندارم ايشان يك دينار به من دادند و من نيز قسم خوردم كه به محض رسيدن به منزلم متعه نمايم.
9- از علي الساني روايت است كه ايشان مي فرمايند به ابوالحسن گفتم: من هميشه متعه مي نمودم تا اينكه روزي آن را كريه و ناپسند دانستم و در بين ركن و مقام به خداوند قسم خوردم كه هرگز متعه ننمايم و بر خود نذري را نيز واجب گرداندم تا اينكه آن بر من مشكل شد و نتوانستم كه ازدواج دائم نمايم و الان نيز آن توانايي را ندارم ايشان به من فرمودند آيا شما با خداوند عهد نموده ايد كه از آن اطاعت ننماييد برو متعه نما و بر شما هيچ چيزي از سوگند لازم نمي گردد.
10- از محمد بن عبدالله بن جعفر الحميري روايت است كه ايشان به امام مهدي نامه اي نوشت و از او درباره ي شخصي پرسيد كه خود را شيعه و متعه را حلال مي داند و به رجعت معتقد است مگر اينكه همسر او به ازدواج دوم راضي نيست و او نيز متعه نمي نمايد و به مدت 19 سال است كه به قول خود وفادار است ولي در بعضي از سفرها چندين ماه از خانواده اش دور مي شود و متعه نمي نمايد و آن را درجه و قرب و محبت به خانواده اش مي داند آيا او به خاطر ترك متعه گناهكار مي شود يا خير؟
امام مهدي در جواب نوشتند: بر او مستحب و واجب است تا از خداوند اطاعت و متعه نمايد و قسم خود را بشكند.
تعداد زنهاي متعه شده در يك زمان معين نيست
با توجه به اهميت متعه در نزد تشيع و ثواب زيادي كه در نزد آنان وجود دارد كوشيده اند تا تعداد زناني كه با آنان نكاح موقت مي شود را زياد نمايند و ثواب بيشتري را جمع نمايند.
1- از زراره روايت است كه ايشان مي فرمايند از امام جعفر صادق درباره ي متعه پرسيدم آيا زنان متعه شده جزو زنان چهار گانه اي هستند كه در قرآن ذكر شده اند ايشان فرمودند آن زنان مستاجره هستند اگر خواستي هزار تا از آنان را اجاره نما [1].
2- از زراره روايت است كه مي فرمايند از امام جعفر صادق پرسيدم چند زن در نكاح متعه جايز و حلال است ايشان فرمودند هر چند تا كه شما بخواهيد[2].
3- از محمد بن مسلم روايت است كه مي فرمايند امام جعفر فرمودند زنان متعه شده جزو زنان چهارگانه اي كه در قرآن ذكر شده اند نيستند زيرا كه اين زنان طلاق نمي شوند و از شوهران نيز ارث نمي برند بلكه آنان اجاره شده اند[3].
4- از عمر بن اذينه روايت است كه مي فرمايند از امام جعفر صادق پرسيدم تا چند زن متعه جايز و حلال است؟ ايشان فرمودند آنان مانند كنيزان هستند و شمارش در آن اعتبار و ارزشي ندارد.
[1] فروع كافي 2/43.
[2] فروع كافي 2/43.
[3] حواله بالا.
اجرت و مزد زنان متعه شده
براي تسهيل امر نكاح موقت و فراهم شدن امكانات ازدواج موقت و اشاعه ي آنان تشيع روايات جعلي زيادي را به ائمه نسبت داده اند كه در اينجا به بخشي از آن روايات اشاره مي شود:
1- از ابوبصير روايت است كه مي فرمايند از امام جعفر صادق درباره ي نكاح موقت پرسيدم ايشان فرمودند متعه جايز و حلال است و در آن كافي است كه به مقدار يك درهم و يا بيشتر به زن به عنوان مهر پرداخت شود.
2- احوال مي گويد: از امام جعفر صادق پرسيدم كمترين چيزي كه توسط آن زنان در نكاح موقت به عقد شوهرانشان در مي آيند چيست؟ ايشان فرمودند يك كف گندم كافي است.
3- يونس از امام جعفر صادق چنين روايت مي كنند كمترين چيزي كه در نكاح موقت به عنوان مهريه مي تواند قرار گيرد يك كف طعام است.
4- عبدالرحمن بن كثير از امام جعفر صادق چنين روايت مي كنند: زني در نزد حضرت عمر آمد و گفت من زنا نموده ام مرا پاك نماييد ايشان دستور رجم او را صادر كردند اين خبر به حضرت علي رسيد ايشان از آن زن پرسيدند چگونه زنا كرديد ايشان گفتند در صحرا رفته بودم كه تشنگي بسيار شديدي مرا گرفت و از يك اعرابي مقداري آب طلب كردم ايشان از دادن آن اباء ورزيدند و من نيز خود را در اختيار او قرار دادم تا اينكه به من آب نوشاند امام علي فرمودند قسم به خدا اين ازدواجي است كه شما انجام داده اند.
يكي ديگر از افترائات و سخريات تشيع اين است كه در ازدواج موقت شوهر مي تواند از مهريه زن در صورت امتناع و يا غيبت در ايام عقد شده از مبلغ عقد شده كم نمايد و از دادن كل مبلغ به آن زن جلوگيري و ممانعت به عمل آورد.
1- از عمر بن حنظله روايت است كه مي فرمايد از امام جعفر صادق پرسيدم من با زني نكاح عقد موقت را به مدت يك ماه منعقد مي نمايم و او از من كليه مهريه را طلب مي نمايد ولي من از او خوف و هراس دارم با او چه كاري را مي توانم انجام بدهم ايشان فرمودند شما مي توانيد مبلغي از مهريه او را در نزد خود نگهداريد و به او پرداخت ننماييد اگر او تخلف ورزيد به او كل مبلغ را پرداخت ننماييد.
2- در روايتي ديگر از او نقل شده است كه مي فرمايد از او امام جعفر پرسيدم با زني به مدت يك ماه عقد نكاح موقت مي بندم و از مهريه او مبلغي را در نزد خود نگه مي دارم ايشان فرمودند آري شما مي توانيد از او مبلغي را منع نماييد.
3- از اسحاق بن عمار روايت است كه مي فرمايد به ابوالحسن گفتم شخصي با زني عقد نكاح موقت مي بندد و در آن شرط مي گذارد تا در هر روز او را تمكين دهد ولي او در بعضي از ايام تخلف مي ورزد آيا جايز است كه از مهريه او مبلغي را حبس نمايد ايشان فرمودند آري جايز است به مقدار تمكين بايد به او پرداخت شود.
4- از علي بن احمد روايت است كه ايشان مي فرمايند به امام جعفر صادق در نامه اي نوشتم: شخصي با زني عقد ازدواج موقت مي بندد كه در آن مهريه مشخص گرديده و شوهر مبلغي را از آن پرداخت و مبلغي ديگر باقيمانده است شوهر با او هم بستر مي شود سپس شوهر اطلاع مي يابد كه آن زن با شخصي ديگر نيز ازدواج نموده است كه با او نيز هم بستر مي شود آيا آن شخص مي تواند مهر باقيمانده را به او تحويل ندهد ايشان در جواب نوشتند: به او هيچ چيزي تحويل ندهد؟ زيرا كه او نافرماني نموده است.